حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 62

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

اين‌ها با سكاها استفاده كرده مملكت عيلام را كه از جنگهاى سخت با آسور كم سكنه و ناتوان شده بود اشغال و پادشاهى جديدى در انزان تأسيس كرده‌اند بهرحال موافق اين عقيده چيش‌پش دوم پادشاه انزان و پارس بوده فصل اول شاهان هخامنشى اوّل - كوروش بزرگ « 1 » خروج بر ايخ‌توويگو اين واقعه را بابلىها خيلى مختصر نوشته‌اند و مورّخين يونانى اگرچه بيشتر بتفصيل پرداخته‌اند و ليكن اختلافاتى بين نوشته‌هاى آنها موجود است بهرحال هرودوت گويد : شاه ماد در خواب ديد كه از شكم دختر او ماندانا تاكي روئيد كه تمام آسيا را فراگرفت شاه مغها را جمع كرده تعبير اين خواب را خواست و آنها گفتند دختر شاه پسرى زايد كه تمام آسيا را تسخير نمايد شاه ماد از اين تعبير بينديشيد و بالاخره صلاح ديد دختر خود را بشخصى دهد كه هوس طغيان در سر نداشته باشد با اين خيال كمبوجيه پادشاه پارس را ( حالا بايد گفت انزان را ) كه دست‌نشانده ماد بود اختيار كرد و همين كه دخترش پسرى آورد او را بوزيرى هارپاگ نام از خويشان خود سپرد و امر بكشتن وى كرد وزير هم اجراى اين امر را از شبان خود خواست و چون اتّفاقا در همان اوان زن چوپان سپاكو « 2 » نام طفلي زائيد كه مرده به دنيا آمد زن مانع از كشتن كوروش شده او را به پسرى اختيار كرد پس از آن طفل در خفا بزرگ شد تا بسنّ دوازده سالگى رسيده همبازى وزيرزاده‌ها گرديد روزى اتفاقا در حين بازى با آنها تندى و سختى كرد و آنها شكايت او را

--> ( 1 ) - در كتيبه مشهد مرغاب و كتيبه‌هاي داريوش اسم اين شاه كوروش ضبط شده ( 2 ) - سپاكو يعنى سگ ماده گويند اين يگانه اسم عامى است كه از زبان مادي بما رسيده است